وَمَا تَفَرَّقُوٓاْ إِلَّا مِنۢ بَعۡدِ مَا جَآءَهُمُ ٱلۡعِلۡمُ بَغۡيَۢا بَيۡنَهُمۡۚ وَلَوۡلَا كَلِمَةٞ سَبَقَتۡ مِن رَّبِّكَ إِلَىٰٓ أَجَلٖ مُّسَمّٗى لَّقُضِيَ بَيۡنَهُمۡۚ وَإِنَّ ٱلَّذِينَ أُورِثُواْ ٱلۡكِتَٰبَ مِنۢ بَعۡدِهِمۡ لَفِي شَكّٖ مِّنۡهُ مُرِيبٖ ١٤
و [کافران] پراکنده نشدند مگر پس از آنکه علم [و دلایل روشنِ نبوت پیامبر] برایشان آمد؛ [آن هم] به خاطر سرکشی [و حسادتی] که میانشان بود. و اگر فرمان پروردگارت [در موردِ مهلت و تأخیرِ عذاب] تا زمانى معین، از پیش مقرر نشده بود، [بیدرنگ] میانشان داورى مىشد؛ و اما پس از کافران [و به دلیل انكار و اختلاف آنان] وارثان كتاب [تورات و انجیل نیز] در مورد قرآن، سخت در تردید و بدگمانى هستند.
تفسیر
و کافران و مشرکان پراکنده نشدند مگر پس از اینکه با بعثت محمد صلی الله علیه وسلم بهسویشان حجت بر آنها اقامه شد، و سبب تفرقهشان فقط سرکشی و ستم بود، و اگر در علم الله نگذشته بود که عذاب را تا زمانیکه در علم او تعالی مشخص است یعنی روز قیامت از آنها به تأخیر اندازد بهطور قطع الله میان آنها داوری میکرد، و بهسبب کفرشان به الله و تکذیب رسولانش عذاب را بر آنها به تعجیل میانداخت. و کسانیکه پس از پیشینیان خویش و پس از این مشرکان، تورات را از یهود، و انجیل را از نصاری، به میراث بردند، بهطور قطع دربارۀ این قرآن که محمد صلی الله علیه وسلم آورده در تردید هستند و آن را تکذیب میکنند.